سالی که گذشت...
ســــــــــــــــــلام ســـــــــــــــــــــــلام ســــــــــــــــــــــــــــــــــــلام
سلام به پسر خوشگلم و سلام دوستای عزیــــــزم که مطمئنم مثل من این روزها دارن کارهای عقب افتادشون رو انجام میدن
تا سال خوبی رو آغاز کنن .این روزا واسه من داره به سرعت می گذره و نمی دونم چرا اینقدر زود میگذره.مثل اینکه اسب سال 1393 می خواد تا آخرین لحظه بتازه .....
امسال سال نسبتا خوبی بود برای ما ،این که گلپسر امسال تجربه مهدکودک رو داشت،تجربه سفرهوایی، تجربه دلتنگی و دوری دوروزه از مامانشو به خاطر ماموریتای کاری مامانش ،تجربه لحظه های خوب همبازی شدن با باباییش، پیدا کردن دوستای خب تو مهدکودک و......
گلپسر من امسال رسما یزرگتر شد و تنهاخوابیدن تو اتاقشم تجربه کرد و به مامان باباشم ثابت کرد که مردکوچولوی خونمونه. فداش بشم.اوایل تنها که میرفت تو اتاقش نگرانش بودم و میگفتم مامانم بیاد کنارت ،با مهربونی میگفت نه مامانی هرکی باید تو اتاقه خودش بخوابه
قربونت بشم که این قدر فهمیده شدی
آرزو میکنم برا محمدکیان عزیزم که توسال جدید بهترین آرزوها براش رقم بخوره
خلاصــــــــــــــــه این روزها روزهای پایانی ساله و سال 93 داره با تمام خوبی ها و بدیهاش تموم میشه.امیدوارم سال خوب و خوشی رو در کنار عزیزانتون داشته باشید


عشق مامان
همیشه لبخند بزن.......
برآمدگی گونه هایت توان آن را دارد که امید رفته را بازگرداند.....
گاهی قوسی کوچک میتواند معماری 1سازه را عوض کند


سالی که گذشت... 


